جانم فدای رهبر- دزفول
 
لینک دوستان
لینک های روزانه
لوگوی همسنگران
طراح قالب
معببر سایبری همراه رهبر

 نگاره ی ۱،محیط شاد وصمیمانه ی خانه وروحیه ی کار وتلاش حاکم برآن،باتاکیدبردرس وکتاب ومطالعه ویگانگی ورابطه ی سالم وعاطفی اعضای خانه راالقاوتفهیم می کند.

نگاره ی ۲،آزاده در حال آماده شدن برای  اولین روزمدرسه است واعضای خانواده باخوش حالی اوراآماده وبدرقه می کنند وبرادر کوچکتر نیز با شوق اورا می نگردوهمچنین پدر درحال آماده شدن است تاآزاده رادراولین روز مدرسه همراهی نماید.دراین نگاره اهمیت دادن خانواده به درس ومدرسه تاکید شده است.

نگاره ی ۳،آزاده وبقیه ی دانش آموزان راه مدرسه رامی پیمایند وباکوچه وخیابان ومحله ومقررات عبور ومروروچراغ راهنمایی ومحل خط کشی عابر پیاده وپلیس راهنمایی آشنا می شوند.خیابان،پیاده رو،مغازه ،مسجد،میدان ومجسمه ی مادرنیزازبخش های دیگراین نگاره به شمار می رود.



[ سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۱ ] [ 10:2 ] [ منصور ممل زاده ]

شفاي چشم

محمد بن ميمون مي گويد : به همراه امام رضا(ع) در مكه بودم. به حضرت عرض كردم مي خواهم به مدينه بروم, نامه اي براي ابي جعفر بنگار تا با خودم ببرم .امام رضا(ع) تبسمي كرد و نامه اي نوشت . به مدينه رفتم در حاليكه چشمهايم به دردي مبتلا بود . به درب خانه امام جواد (ع) رفتم, نامه را تحويل دادم . موفق غلام امام , گفت : سر نامه را بگشا و در پيش روي امام قرار ده . اين كار را كردم.
آنگاه حضرت جواد (ع) فرمود : اي محمد وضعيت چشمت چگونه است ؟ عرض كردم يا بن رسول الله , همانگونه كه مشاهده مي فرماييد بيمار است و نورش رفته است .

حضرت جواد (ع) دستش را دراز كرد , بر چشمم كشيد , بيناييم چون سالمترين زمانش گشت . دستها و پاهاي حضرت را بوسيدم و در حالي بازگشتم كه بينايي ام را بازيافته بودم و اين در زماني بود كه سن حضرت كمتر از سه سال بود. (1)

آزادي از زندان

اباصلت مي گويد : پس از دفن حضرت رضا(ع) , به دستور ماُمون يك سال زنداني شدم. پس از يك سال از تنگي زندان و شب نخوابي به ستوه آمدم ، دعا كردم و براي رهايي از زندان محمد(ص) و آل محمد (ص) متوسل شوم. از خداوند خواستم به بركت آل محمد (ص)در كار من گشايشي انجام دهد . هنوز دعايم به آخر نرسيده بود كه حضرت ابي جعفر(ع) نجات بخش گرفتاران عالم , وارد زندان شد و فرمود: اي اباصلت از تنگناي زندان بي تاب شده اي .عرض كردم به خدا سوگند سخت بي تابم .
فرمود: برخيز , دستي به زنجيرها زد و غل و زنجيرها از دست و پاي من بر زمين افتاد. سپس دست مرا گرفت و از كنار نگهبانان زندان عبور داد .نگهبانان در حالي كه مرا نظاره مي كردند , توان سخن گفتن با مرا نداشتند و از زندان خارج شدم . سپس حضرت فرمود : برو در امان خدا كه هرگز نه دست مامون به تو مي رسد و نه دست تو به مامون.

اباصلت مي گويد : همانگونه كه حضرت فرمود تا حال مامون را نديده ام. (۲)

خشك شدن دست نوازنده

محمد بن ريان نقل مي كند : مامون براي رسيدن به هدفش (بدنام كردن حضرت امام جواد(ع) ) همه نوع نيرنگي را در خصوص امام جواد(ع) به كار برد اما هيچ كدام از آنها براي وي سودي نداشت . به عنوان نمونه پس از به عقد درآوردن دخترش ام الفضل با امام جواد (ع), صد كنيز زيبا را انتخاب كرد كه هر يك جامي پر از گوهر درخشان در دست داشتند .مامون به كنيزان دستور داد تا پس از نشستن حضرت در جايگاه دامادي به استقبال وي رفته و به او خوشامد گويند .كنيزكان به سوي حضرت شتافتند و خوشامد گفتند ولي امام هيچ التفاتي به آنها نكرد .
در دربار مامون مردي به نام مخارق كه ريشي بلند وصوتي خوش داشت و عود مي نواخت وجود داشت . وي به مامون گفت من توان آنرا دارم كه نقشه ات را - وادار كردن حضرت به لهو و لعب - عملي سازم . از اينرو در مقابل امام جواد (ع) نشست و شروع به خواندن آواز كرد. كساني كه در آنجا حضور داشتند گرد مخارق حلقه زدند. هنگاميكه مخارق شروع به نواختن عود و آواز خواني كرد, امام جواد (ع) سر مبارك خود را متوجه او كرد و بر وي نهيب زد و فرمود: "اتق الله يا ذالعثنون " از خدا بترس اي ريش بلند . دست مخارق از حركت ايستاد , عود از دستش افتاد و ديگر هرگز نتوانست عود بنوازد.

روزي مامون از بلايي كه بر سر مخارق آمده بود از وي سئوال كرد . مخارق پاسخ داد چون امام جواد(ع) بر من نهيب زد چنان ترسي از هيبت او بر من مستولي شد كه دستم فلج شد و هرگز بهبود نيافت . (۳)

منابع :

۱-مسندالامام الجواد (ع) ,ص117 - بحارالانوار , ج 50 ,ص 46

 ۲- عيون اخبار الرضا (ع) ,ج 2, ص678.
۳- الكافي ,ج1,ص 494 - البحار ,ج50,ص61
http://www.labbaik.ir/fa/occosions/EmamJavad86-sh/default.htm-


[ سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۱ ] [ 9:52 ] [ منصور ممل زاده ]

 














































[ چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 23:19 ] [ منصور ممل زاده ]

 

 


[ دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 15:14 ] [ منصور ممل زاده ]

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مراسم دانش آموختگی دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی"

امروز نیروی انتظامی در خدمت مردم ، در کنار مردم و پشتیبان آنان است و آحاد مردم نیز به این نیرو افتخار می کنند و به آن اعتماد دارند .

 مقام معظم رهبری

هفته نیروی انتظامی بر

بزرگمردانی که رمز بقا و ثبات آنان، طلب حیات طیبه در گمنامی و بی‌نشانی است،

اندیشه ناب خود را باعشق و ارادت مخلصانه به حضرت حق درآمیخته،

بی اعتنا به رنگ و لعاب زیور دنیا، توشه‌ای معنوی نثار بازار فداکاری کرده‌اند

مبارک باد.


[ شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 16:39 ] [ منصور ممل زاده ]

حسن انبری به تاریخ 24 آذر 1339 در دزفول متولد شد. در خرداد ماه سال 1342 تنها سه سال و نیمه بود. نفس گرم حضرت روح الله ،در 18 سالگی از او مردی ساخت که سلاح بر دست گرفت ، آسایش و عیش جوانی را بر خود حرام کرد و سرانجام در اسفند 1363 ، « تنها مزد خوبان» را گرفت و بر ایوان عرش نشست نوشته ی زیر ، یادگاری است از حسن انبری که روی خط مرز قلمی شده است. در گرماگرم عملیاتی رمضان که در آن ، برای اولین بار ، سپاه اسلام از مرزهای ایران و عراق گذشت و برای تنبیه متجاوز ، وارد خاک عراق شد. حسن به خوبی از حساسیت و اهمیت این اقدام تاریخ ساز آگاه بود و دقیقا به همین مناسبت ، در لحظه ی قرار گرفتن  تن روی خط مرز ، یادگاری از خود به ثبت رساند تا در طول تاریخ ، کسی در نیت او و همرزمانش تردید نکند. هرچندکه مریضان وکوردلان ،ازاین گونه تذکرات سودی نخواهند برد....
متن یادداشت تاریخی شهید حسن انبری ، روی خط مرزی
 این است تنها راه نجات اسلام و مستضعفان : اطاعت از رهنمودهای رهبر انقلاب دفاع از روحانیت و خون شهیدان و کوبیدن هوای نفس و احساسات زودگذر و آرزوهای دور و دراز است به امید پیروزی اسلام بر کفر.
مرز بین المللی عراق: حسن انبری9/5/1361
 

منبع:دانشگاهیان ولایی-وبلاگ بهداری لشکر7


[ شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 15:49 ] [ منصور ممل زاده ]

مقدمه

بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوششان کمابیش عادی است، به خوبی صحبت می‌کنند، مانند سایر کودکان بازی می‌کنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می‌کنند، در خانه نیز خود یاریهای لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار می‌کنند به خوبی انجام می‌دهند و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند. لیکن وقتی به مدرسه می‌روند و می‌خواهند خواندن و نوشتن و حساب یاد بگیرند دچار مشکلات جدی می‌شوند. بیش از یک قرن است که متخصان علوم تربیتی و روانشناسی و گفتار درمانی در پی تشخیص و درمان مشکلات این قبیل کودکان بوده‌اند.

بیش از شصت تعریف برای اختلالات یادگیری وجود دارد که معروفترین آنها عبارتست از:

اختلال در یک یا چند فرآیند روانی پایه به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط می‌شود و می‌تواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن ، حجمی کردن یا انجام محاسبه‌های ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیب دیدگیهای مغزی ، نقص جزئی در کار مغز ، ریس ‌لکسی یا نارسا خوانی و آفازیای رشدی را در بر می‌گیرد. از سوی دیگر ، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولا بواسطه معلولیتهای دیداری ، شنیداری یا حرکتی همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیتهای محیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده‌اند را شامل نمی‌شود.

علل بروز اختلالات یادگیری

ثابت شده است که علل بروز اختلالت یادگیری نسبتا مهم است. با این حال در پژوهشهای مختلف تاثیر عوامل زیر در بروز این اختلالات مورد تائید بوده‌اند. هر چند همواره تاثیر متقابل عوامل مورد نظر بوده است.

عوامل فیزیولوژیک موثر در بروز اختلالات یادگیری



[ پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 0:9 ] [ منصور ممل زاده ]

                                                                 زندگینامه:

شهيد احمد هدايت پناه فرماندهي دلاور و مجاهدي راستين بود که در خانواده‌اي متدين و متقي در شهرستان دزفول متولد شده بود. بافت خانوادگي‌اش به‌شکلي بود که از همان ابتدا او در معرض نور قرآن و معرفت اسلامي قرار گرفت از رهاورد همين تعاليم حيات بخش بود که شهيد هدايت پناه با مکتب عاشورا و خط سرخ حضرت سيد الشهدا ‌«ع» مأنوس شده و روح آزادگي را در خود تقويت نمود. او بعد از سپري نمودن تحصيلات خود با نهضت ا نقلابي امام خميني «ره»آشنا گرديد و مبارزاتي را در اين زمينه آغاز کرد. با پيروزي انقلاب اسلامي به خدمت نظام اسلامي در آمده و همزمان در دانشگاه تبريز به‌عنوان دانشجو پذيرفته شد. دوران دانشجويي شهيد هدايت پناه مقارن بود با شروع دفاع مقدس، بر اين اساس جبهه را دانشگاه مهمتري براي خود يافته و جهت تحصيل درس ايثار و شهادت به مناطق جنگي اعزام گرديد. شهيد هدايت پناه در عناوين مختلف فرماندهي به دفاع از کيان اسلام و انقلاب پرداخت و در برابر هجوم ناجوانمردانه دشمنان جانفشاني نمود. او در لشگر 7 ولي عصر (عج) و 25 کربلا خدمات قابل توجهي از خود بر جاي گذاشت و سرانجام در لشگر 32 انصارالحسين (ع) جانانه، بر شهادت آغوش گشود.

 وصیتنامه:

                                                       بسم الله الرحمن الرحيم
به نام او همي آغازم كه همه چيزم از اوست و همه چيزم براي اوست و بخاطر اوست با او همه چيزم بي او هيچ و پوچ.حمد و سپاس پروردگاري را كه گوهر شمس ظفر را در پيمودن طريقت خويش نشاند.حمد و سپاس پروردگاري را كه قلبهاي بشري را از ظلمتكده هوي بيرون كشيد و در هواي يار منشأ خود گردانيد.حمد و سپاس پروردگاري را كه انوار قدسي خويش را بر تارك سياه شب كوبيده و وعده صبح ظفر را نويد بخشيد.حمد و سپاس پروردگاري را كه ظلمتكده شوم، جغد را از خوابگاه خويش بيرون كرد و پرنده حريت را در صبح دم عطرآگين نقره‌فام بر لاله نشاند. حمد و سپاس پروردگاري را كه ظهر عاشورا كربلا را جلوه‌گاه خليفه الهي خويش گردانيد.بنده احمد هدايت پناه فرزند محمود شهادت مي‌دهم كه بجز خداوند يكتا هيچ خدايي وجود ندارد. و شهادت مي‌دهم كه همه پيامبران الهي حقند و آخرين پيامبران حضرت محمد بن عبدا...(ص) بنده و رسول خداست و شهادت مي‌دهم كه امامانمان از حضرت علي(ع) تا حضرت صاحب‌الزمان(عج) جانشينان بلافصل حضرت محمد(ص) مي‌باشند و درباره امام امت عرض مي‌كنم كه تجلي ذات اقدس الهي كه در آدمي صورت گرفت آدم جلوه‌اي از صفات الهي و ؟؟؟ كه وصف خداوند جل شأنه نمي‌شود. كرده توصيف اينگونه انسانها نيز مشكل است. مگر وقتي كه گفته مي‌شود سبحان‌الله واقعاً حق اين صفت الهي ادا شده؟ خير هرگز خيال نكنيد. خداوند جل و شأنه بايستي خودش حمدگوي خودش باشد لاغير. واقعاً تنها شخصيتي كه اين حقير سراغ دارم و تا آنجا در مورد شخصيتها خوانده‌ام كسي را همچون امامم نيافتم. "امامم است كه اين همه صفات الهي دارد و تجلي كرده نمي‌گويم معصوم است. ولي بعد از ائمه(ص) سلام الله عليهم اجمعين تنها كسي كه جلوه‌اي از باريتعالي است امام امت است. بارالها اگر گناهي از اين بنده حقير سرزده، خدايا خود مي‌داني كه از روي عناد نبوده بلكه قصوري بوده كه در اثر سهل انگاري انجام شد. خدايا بخشش براي ذات اقدست سهل و عذاب بر بنده عاصيت بسي سخت و گران، بار پروردگارا، اهميت عصمت و طهارت را شفيع اين بنده ذليلت گردان تا انشاءالله به فلاح و رستگاري نائل شوم. انشاءالله.اين بنده حقير تقاضاي عاجز از پدرم و مادرم دارم تا مرا عفو و از تقصيراتم بگذرند از همه دوستان و آشنايان درخواست مي‌كنم بنده را حلال كنند و اگر درشتي از اين حقير مشاهده كرده‌اند به بزرگواري خود ببخشيد.1- بنده پنج ماه روزه قضا دارم و احتمالاً مقداري نماز احتياط قضائي از دوستان و عزيزان تقاضامندم كه روزه و نماز قضايي بنده را بجا آورند 2.- همچنين نماز شب اول قبر را از دوستان و آشنايان تقاضامندم كه برايم بجا آورند.

   3-بر
روي كفنم چهل نفر شهادت بدهند.

4 -بنده را در دعاهايتان فراموش نفرمائيد.
پروردگارا از تو تقاضاي شهود و عز و ربوبيت را دارم پس خداوند خوش كامش كن آمين يا رب العالمين.                                                              العبد الفاني احمد هدايت پناه


[ جمعه هفتم مهر ۱۳۹۱ ] [ 1:10 ] [ منصور ممل زاده ]

درباره وبلاگ

خط ومنش ما ولايت فقيه است نه كمتر
ونــــه بــيـــشـتــر ،در صف بسـيـجـيـان
امــام خــامنــه اي مدظله ودر لشــكــر
امـــام زمـــان« عج»ديدباني در مرزهاي
مــعــنـــوي ومــادي ،تكـلــيـــف اســـت.
موضوعات
امکانات وب